چرا سياست ما عين رياست هاي ماست؟
ژوئن 21, 2008
روي زمين چقدر براي حرفهاي يك انسان جا گذاشته اند؟ يك وجب؟ دو وجب؟يعني مي شود پشت تريبون هاي به اصطلاح آزاد نايستاد و حرف زد تا تمام عالم بشنود؟!
چشم هايت را باز نكن اينجا منظره اي براي ديدن نسيت.اينجا حتي ديوارها كنايه هاي انزجار است.دختران 15-16 ساله عروسكان خيمه شب بازي هاي خيلي ها شده اند.حتي ديگر نمي شود به معصوميت هاي از دست رفته هم اعتماد كرد.قيمت دلخوشي هاي مردم شده است منبع در آمد عروسك ها! اينجا در اين خيابان بزرگ اين شهر تو سري ها را به روسري ها ترجيح مي دهند!
هويتمان را به دست اين و آن داده ايم اسلام وامر به معروف لغلغه ي زبان انسان ها شده است.ريش ها جاي ريشه ها را گرفته اند!به جاي وجب هاي ريشهايمان وجب هاي دينداري خودان را بشماريم تا از هيبت هاي پر از نكبتمان خجالت بكشيم.خيابان ها را پاك مي كنيم غافل از اينكه خيابان هاي اين شهر پر است از خانه هايي كه حرمت روسري كه هيچ حتي حرمت يك زن را قرباني هوس مي كنند. جوان امروز ديگر با مشت و تو سري رام نميشود.به جاي ريش ،ريشه ها را به پسرها ياد بدهيم.
مگر نه اينكه امثال همت و باكري و حاج رضوان براي آزادي و آزادگي اينها رفته اند؟مگر نه اينكه سرمايه هاي اين نظام همين ها هستند؟چرا سياست ما عين رياست هاي ماست؟
اين صندلي ها يادگار رياست و سياست علي(ع) است.آيا علي هم با مردمانش اينگونه بود؟
بحران غرب زدگي رشته هاي محكم ايمان را سست كرده است.جوان ايراني بايد بيدار شود.بايد بداند اسلام اين راه و روش را سفارش نكرده است.بايد هويت را پيدا كند و اسلام را آنطور كه هست باور كند نه آنطور كه در خفقان ديگران از آن منزجر شود….
Entry Filed under: دست نوشته. .
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed