حاج آقا های تسبیح به دست به دانشجویان خود رحم نکرده اند
ژوئن 20, 2008
نمی دانم کجای این کاغذ ها می شود سفیدی پر از سیاهی سطر های خالی را بی درنگ معنا کرد. نمی دانم کجای این دفتر ها می شود حرفی زد و بهانه دست آدمها نداد. نمی دانم کجای این آینه ها عکس ها رنگ خودشان را دارند. همین را می دانم که دیگر نمی شود حتی بغض را شکست و جمله ی خفه شو را نشنید. وقتی ضوابط حکم می کند من وجود دخترانه ام را دور از گرگ های خفته در لباس میش پنهان کنم روابط آبرو و حریم مرا بی مهبا می شکند. همان پهلوانان که نمی مردند حالا باید از بی غیرتی بمیرند و حتی کلمه ای هم به زبان نیاورند؟!
دیگر چگونه می توانم در این شهر بی در و پیکر نفس بکشم وقتی حافظان ناموس پرده های حرمت مرا خدشه دار می کنند. وقتی همین مدعیان اسلام به دوش پشت پنجره های دانشگاه و اداره ها و سازمان ها وجود مرا تنها می بینند و به خود اجازه می دهند به ساحت یک زن اهانت کنند. محیط علم و تحصیل و دانش و حکمتی که در آن پا گذاشته ام آلبوم ترس و وحشت از اطراف را برای من تداعی می کند. دیگر حتی جرات نمی کنم پا در کلاس های دانشگاه بگذارم. به خود می گویم حاج آقا های تسبیح به دست اتاق های صدر دانشگاه به دانشجویان خود رحم نکرده اند . دیگر چگونه می توان به دیوار های دانشگاه اعتماد کرد.
دیگر چگونه می توان اینجا حرف زد و خندید و راه رفت . دندان های تیز همین روزها حرمت مرا هم خواهد درید.
دیگر نمی توانم سر کلاس های فلسفه و فقه و مثلثات و روانشناسی بشینم. دیگر نمی توانم به حرفهای استاد گوش دهم . دیگر نمی توانم به چشم های خیره شده به کف سالن دانشگاه اعتماد کرد.
آیا من در این سنگر امن پرورش خواهم یافت؟! در این مکان مقدس که روزی روی صندلی های ریاست و تدریس آن بهشتی و مطهری و شریعتی و … نشسته اند و امروز دیگر خجالت می کشم به سایه های چرخهای آن صندلی ها نگاه کنم. درس عرفان را امروز کسی می دهد که نه تنها به یک دختر بلکه به تماما انسان های آزاده اهانت کرده است. ریاست از آن کسانی است که سیاستشان تعرض به حریم دخترانی است که دانشگاه را محیط امن خود دانسته اند.
کدام شریعت را ، کدام اسلام را زنده نگه داشته اند؟!
آیا آن ها که مسئولند خود را شرمنده ی خدا احساس نمی کنند و مدیون امثال من نیستند؟!
Entry Filed under: دست نوشته. .
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed